صبح زود بیدارشدم ...
صبحانه ی نیمه تمام ...
یاس گوش میدم ....
تو فکرپیرمردیم که دیروز فوت کرد...
یعنی مشکل دوستم حل میشه ...
ساعت یازده شده هنوز مغازه ها باز نشدند...اینجا شیرازززززززززززززه...
هوا گرمه...
برگشتم خونه ...
برنامه کلاسی این هفته رو مرور میکنم...
وقت ناهار شده ...
من هستم !



تاريخ : شنبه پانزدهم تیر ۱۳۹۲ | 11:56 | نویسنده : gapom poy tone |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.